ندای سبز
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک در برابر خطرات از خود دفاع کنید |
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید! روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|

عبدالجبار کاکائی، شعرش جدیدش را به جنبش سبز تقدیم کرد.
ما چه بسیاریم
پابه پای قصه در راهیم
پا به پای کینه ی کاووس
پا به پای مکر سودابه
برستیغ کوه چون آرش
یا سیاوش در دل آتش
یا حسین تشنه بر صحرای تف تنها
یا چو یوسف در ته چاهیم
ما چو دریا های بی پایاب بسیاریم
ما چو طوفان های نا آرام در راهیم
پا به پای اندوهان تلخ
پا به پای بزم و شادی ها
نام زال پیر
چون پر سیمرغ در آتش
نو شداروی شگفت نامرادی ها
ذوالفقار مرتضی دردست
بی امان پا در رکاب رخش
ازکویر و کوه
در پناه سایه سار نخل و گردو
گرم پیکاریم
ما چه بسیاریم ، بسیاریم ، بسیاریم
از زلال جاری اروند
تا سپید تارک الوند
از سیاکوه تا دماوند
از ارس تا تنگه ی هرمز
زیر سقف نقره کوب آسمان از عشق سرشاریم
ما چه بسیاریم بسیاریم بسیاریم .....

چند روز قبل به مطلبی در یکی از سایت ها برخوردم که حکایت از پس فرستادن نسخه های کتاب «کافه پیانو» از سوی خوانندگان آن به نشر چشمه، به دلیل آنکه فرهاد جعفری (نویسنده ی این کتاب) در وبلاگ شخصی اش، به طرفداری شدیدی از احمدی نژاد پرداخته است، می کرد.
امروز نیز مطلبی را در روزنامه ی فرهیختگان خواندم که در آن توضیح داده بود، نشر چشمه از خوانندگان کتاب کافه پیانو در خواست کرده که به جای اینکه این کتاب را به نشانی نشر چشمه بفرستند، آن را مستقیما برای خود نویسنده بفرستند و متذکر شده بود که این اقدام باعث بدنامی نشر چشمه در میان اهالی فرهنگ و کتاب شده است.
متاسفانه من نیز سال گذشته در یکی از پست های معرفی کتاب این وبلاگ به معرفی این کتاب پرداخته بودم. اما با وجود مسائل پیش آمده، ضمن اینکه اعلام می کنم کتاب «کافه پیانو» یکی از کم ارزش ترین کارهای ادبی بود که در سالهای اخیر فقط به خاطر وقت گذرانی و از سر بی کاری آن را خواندم و در واقع فقط به دلیل تبلیغات گسترده و بی رویه ای که بابت آن در جراید و سایر رسانه ها شده بود، آن را خریدم و خواندم که مبادا از غافله ی ادبیات مملکت عقب بیوفتم. حال آنکه این کتاب تنها تقلید ضعیفی از یکی از پرطرفدار ترین کتاب های دنیا به نام ناتور دشت نوشته ی سالینجر بود.
به هر حال ضمن ابراز تاسف برای نویسنده ی این کتاب تنها به عنوان پاسخی در باب مطلب اخیری که در وبلاگشان گذاشته اند و در قسمتی از آن متذکر شده اند:
«در این یکماه اخیر نیز، چندباری شد که نگران از وضعیتی که برای کشورمان پیش آمده بود، به قرآن مراجعه کردم. اما هربار، با آیاتی مواجه شدم که تمامشان بهم آرامش خاطر میدادند و میگفتند: «اینها همه خواهد گذشت. حقیقت برهمگان آشکار خواهد شد و خدا ریاکاران را به دست خودشان رسوا خواهد کرد»،
می گویم: حق با شماست آقای جعفری.. خداوند ریاکاران را به دست خودشان رسوا خواهد کرد... و این گونه است که شما به عنوان یک نویسنده ی ریاکار رسوا شده اید و یا آن شخصی که از او حمایت کرده اید، در سراسر دنیا رسوا شده است... پس الحق که شرم بر ریاکاران باد.

نام فیلم: درباره ی الی
کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی، مریلا زارعی، رعنا آزادی، مانی حقیقی، احمد مهران فر، پیمان معادی و صابر ابر
برنده بهترین کارگردانی از جشنواره بین المللی فیلم برلین 2009
بهترین فیلم داستانی بخش بین المللی جشنواره فیلم ترابیکا 2009
درباره ی فیلم:
درباره ی الی را بسیاری در مرحله ی اول به دلیل حاشیه هایی که در زمان برگزاری جشنواره ی اخیر فجر درگیر آن بود، می شناسند؛ حضور گلشیفته فراهانی (بازیگر وطن فروشی که به هالیوود رفته است!!!!!!!!!!!!!!
) ،در این فیلم یکی از دلایلی بود که مسئولان «زحمتکش!!»
وزارت ارشاد، در ابتدای امر تمایلی به دادن پروانه ی نمایش به این فیلم در ایران نداشتند، که بعدا با وساطت رئیس جمهور خدمت گزار،
این فیلم مجوز نمایش پیدا کرد!!
در مرحله ی دوم این فیلم به دلیل آنکه از جشنواره های بیگانگان منافق پرست....!!!....
جایزه گرفته است مورد توجه عده ی قلیلی از خس و خاشاک های افسرده و در عین حال اغتشاش گر از نتایج انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری قرار گرفته است...
(چون این عده معتقدند که دیگه بعد از درباره ی الی، حالا حالاها شاهد ساخته شدن فیلم های نسبتا درخور توجه در ایران نخواهند بود)!!
در مرحله ی سوم هم اینکه بنده حوصله ی تعریف کردن داستان این فیلم رو ندارم... خودتون برین ببینین......
وطنم سبز بمان...
وطنم شاد بمان...
وطنم پر از امید و استواری بمان...
وطنم همیشه پر از صلح و همدلی فرزندانت بمان...
...
به امید رهایی و آزادگی وطن عزیزمان.

شعر صید حلال را که شمس لنگرودی برای ندا آقا سلطان که در حوادث هفته گذشته کشته شد سروده است با هم می خوانیم.آمین می گوییم و برایش آرامش آرزو داریم.
صید حلال
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.
تو فقط ایستاد ه بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات بر گردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر می زنند.
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.
کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.
کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.
آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که صید حلال می خورد.

